جشنی به شکرانه دو سال بودنت
از اونجایی که دیانا خانم همیشه میگفت تولد بزرگ برام بگیرید ما هم تصمیم گرفتیم این خواسته دخترمونو برآورده کنیم ولی چون مثل سال قبل روز تولد دیانا خانم با محرم همزمان بود تصمیم بر آن شد که بعداز پایان محرم و صفر و در روز چهارشنبه دوم دی ماه یه جشن واسه دخترمون بگیریم وکل اقوام پدری و مادری که تو شهر سکونت دارند مهمان مجلس ما باشند.چون هوا سرد بود دیگه نخواستیم بستگانی که در شهرهای مختلف ساکن هستند تو زحمت بیوفتند.خوشبختانه تو اون تاریخ خانواده دایی سعید هم برمیگشتن ایران و اونا هم میتونستن تو جمع ما حضور پیدا کنند. از یه ماه قبل رفتیم سالن واسه اون روز رزرو کردیم.و هر شب کارمون این بود که بریم تو شهر دور بزنیم و به قول دیانا خانم بریم...
نویسنده :
مامان
8:29


